فارسی  |   English  |   العربی  |   اردو  |   Turkish  |   Pakistan  |   India  |   العراق  |   لبنان  |   Bahrain  |   البحرین  |   ورزشی  |   زندگی  |   رسانه  |   نظرسنجی  |   شیعه گراف

06 ثور 1396

شفقنا افغانستان

دوشنبه ، 4 جوزا 1394 ، 01:46

دین ساختار مغز را تغییر نمی دهد بلکه روشی برای بهبود زندگی است

شفقناافغانستان- دین از منظر بسیاری از صاحب نظران خواستگاه بسیاری از تعلقات فکری و روحی افراد را تعیین می کند و عده ای دیگر به طور کلی نقش مذهب و دین را در این امر نادیده می گیرند. دکتر سید هادی معتمدی بر این باور است که تمام مولفه هایی که در دین به کار رفته همان است که در علم روانشناسی به عنوان یک راهکار به کار رفته است و به نوعی راهکارهای موجود در روانشناسی از دین استخراج شده است؛ در مورد جزییات این موضوع و نقش دین در سلامت روحی افراد با ایشان به گفت و گو پرداخته ایم:

 

متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا با دکتر معتمدی، روانپزشک به شرح زیر است:

 

* عده ای از صاحب نظران بر این اعتقادند که دین در زندگی اجتماعی افراد باعث ایجاد آرامش و نقطه قوت به حساب می آید، از منظر شما این کارکرد برای دین درست است؟

 

دکتر معتمدی: در ابتدا باید تعریفی از سلامت روان را ارائه دهیم تا برای تحلیل وجود ارتباط دین در سلامت روان منطقی درست داشته باشیم.

 

در تعریف کلی، به فردی دارای سلامت روان گفته می شود که بهبود هیجانی، نداشتن اضطراب در فرد دیده شود. این افراد توانایی ایجاد ارتباط مفید و رضایت بخش را با دیگران دارند و با تناقض ها و تعارضات زندگی هم کنار می آیند و نهایتا حل مشکل را بلد هستند.

 

WTO یا سازمان جهانی بهداشت تعریفی از سلامت روان ارائه می کند و می گوید: خوب بودن ذهن و ادراک ، خود کار آمدی، استقلال و خود مختاری، مهارت و شایستگی، وابستگی بین نسلی و خود شکوفایی توانمندی های بلقوه فکری و هیجانی است که مجموعه به این معنی است که هر جامعه و فردی بتواند این فاکتورها را در خود داشته باشد سلامت روان در آن دیده می شود و در غیر این صورت سلامت روان فرد و جامعه مختل خواهد شد.

 

با توجه به تعریف سازمان جهانی بهداشت در سلامت روان و تعاریفی که روانپزشکان برای عموم بیماری ها ارائه می دهند و معتقدند که بیماری های اعصاب و روان بر پایه جسمی، مسائل خانوادگی و مسایل اجتماعی بنا نهاده شده باید این سه مولفه در سلامت کامل باشد تا فرد در سلامت کامل به سر ببرد. به همین جهت نقش دین را در تک تک این پایه ها باید جست و جو کرد.

 

* در صورت امکان نمونه هایی از تطابق دین و روانشناسی را بیان کنید.

 

دکتر معتمدی: یکی از مسایلی که در دین اسلام که به آن تاکید فراوان شده است ارتباط بین اعضای خانواده و تاکید فراوانی بر صله رحم است که آن را جز واجبات و آن را معادل هفتاد هزار حسنه می داند بنابراین دین در اینجا بر روابط صحیح بین فردی تاکید می کند. حتی دین وارد مسایل جزیی تر هم شده به طور مثال بر بوسیدن و یا لبخند زدن، خوشبو بودن و مسایلی از این دست تاکیدات فراوان دارد. به طور مثال لبخند به چهره پدر و مادر را دارای حسنات فراوان می داند؛ در واقع ثواب و گناه در دین به مفهوم کار خوب و بد است. بنابراین از نظر دین کارهایی که دارای بار عاطفی هیجانی مثبت است ثواب و هر رفتاری مخالف آن در دین به عنوان گناه محسوب می شود.

 

اضطراب، دلشوره و نگرانی از شاخصه های مهم سلامت روان به حساب می آیند که در بحث دینی به آن اشاره شده است به طور نمونه اشاره می کند در خانواده افراد به یکدیگر تکیه و کمک کنند. دین به مساله ای مانند همسایه توجه می کند و می گوید اگر تا چهل همسایه در اطرافتان مشکلی داشته باشند و شما خبر نداشته باید دینتان کامل نیست؛ این ها نشان از ارتباط بین فردی سالم است که اگر افراد به هم کمک کنند و مناسبات بین خودشان را اصلاح کنند موجب ثواب خواهند شد. درعلم روانشناسی هم به روابط بین فردی صحیح تاکید فراوان شده و آن را باعث کاهش دلشوره و نگرانی در افراد می داند چون دیده شده افرادی که از حمایت اجتماعی و خانوادگی خوبی برخوردارند نگرانی و اضطراب در آنها کمتر دیده می شود به همین دلیل در روانشناسی روشهای روان درمانی حمایتی وجود دارد.

 

بنابراین وجود مولفه هایی مانند صدقه، گرفتن دست همنوع، ارتباط مناسب که دین به اشاره می کند دقیقا همین روش روان درمانی حمایتی است که مشکلات افراد توسط علم روانشناسی در آن حل می شود.

 

مساله اعتیاد نمونه دیگری از مشکلات است که که سلامت روان افراد را به مختل می کند و باعث افزایش فحشا را در جامعه می شود جالب است این مشکلی نیست که ما در این دوران به آن برخورد کرده باشیم بلکه دین در سال های بسیار دور این مشکل را شناخته و برای آن راه حال داشته؛ در دین افراد را از مصرف خوراکی هایی که افراد از حالت طبیعی خارج میشوند را به شدت نهی کرده است و برای اجتنباب مردم ان را حرام اعلام کرده است مانند استفاده از مسکرات.

 

نمونه دیگر که دین به خوبی به آن اشاره کرده است و از طرفی مشکل بسیاری از مراجعین به مطب روانشناسان و روانپزشکان است حقوق افراد نسبت به یکدیگر، مانند حق زن و شوهر نسبت به یکدیگر، مساله نفقه که همان خرجی زن که بر عهده مرد گذاشته شده است(این موضوع خود نقش حمایتی را مشخص می کند) و مساله آزادی فرزندان تا 7 سالگی که باعث رشد و شکوفایی استعدادها در ان ایجاد شود.

 

این ها نمونه های کوچک از مجموعه عواملی هستند که دین در آن کار می کند و دقیقا همان مسایلی است که از منظر روانشناسی در سلامت روانی افراد و نهایتا جامعه موثر است. باید به این نکته توجه کنیم که در کارکرد دین نباید به دین به این شکل نگاه کرد که می خواهد مغز افراد را تغییر دهد بلکه دین روش ها را پیشنهاد می کند.

 

یکی از نمونه هایی که دین به آن اشاره فراوان کرده بحث شادی و لبخند است. لبخند زدن به روی فرزند، پدر و مادر و مومن را دارای ثواب می دان. ما از حضرت رسول(س) روایت داریم که خداوند ظرفی را که از آن بیش از یک دست غذا بردارد دوست می دارد و این به معنی دور هم جمع شدن است چون در این دور هم جمع شدن ها بسیاری از تعاملات صورت می گیرد و بسیاری از معضلات روحی افراد قابل حل خواهد شد.

 

دست به مال مردم نزدن، دزدی نکردن، به اندازه فروختن، کم فروشی نکردن به این معنی است که جامعه به سمت شادی و افزایش امنیت اجتماعی و کاهش افسردگی پیش برود. از نظر من افرادی که این دو موضوع سلامت روان و دین را جدا از هم می دانند یا سلامت روان را نمی شناسند و یا دین را . این دو از هم جدا نیستند و بسیاری از مسایلی که در روانشناسی و روانپزشکی وجود دارد از دین استخراج شده است.

 

* دین چگونه نمونه های رفتاری را آموزش داده است؟

 

دکتر معتمدی: تمامی مولفه های رفتاری در ائمه و پیشوایان دینی ما دیده می شود. درست است که از منظر شیعیان امامان تمامی صفات را در حد کمال داشته اند اما هر یک رفتاری خاص را در زمان خود به مردم نشان دادند مثلا امام موسی کاظم(ع) به کضم غیض پایداری و صبوری، امام حسن (ع) به بخشش، امام علی(ع) معروف به شجاعت و نترسیدن، پیامبر(س) به لبخند، امام صادق(ع) به درس آموزی و علم معروف و مشهور بودند. که از نظر ما پزشکان هم جامعه ای حالت روانی ندارد که این ملزومات را رعایت کند حتی در ابتدای قرآن وقتی به صفات متقین اشاره می کند این موضوعات را مد نظر قرار می دهد.

 

* بنابراین مشکل جامعه ای مانند ما که اسلامی است در چیست؟ چون با نگاهی در روزنامه ها و سایت ها به آماری از میزان بیماری ها و ناراحتی های روانی اشاره می شود که گاهی ترس را در جامعه ایجاد می کند..

 

دکتر معتمدی: به نظر من مشکل از اینجاست که ما جامعه اسلامی نیستیم و تنها ادای مسلمانان را در می آوریم نه تنها جامعه ما بلکه جامعه عربستان و یا گروه داعش که هم نام اسلام بر آنها گذاشته شده تنها اسم اسلام را یدک می کشند. اگر ما مسلمان بودیم قطعا ارزش دین را در زندگی روزمره خودمان پیدا می کردیم. مسلمان کسی است که وقتی می بیند گروهی مانند داعش مردم را قتل عام می کند جلوی آنها می ایستد و خون خود را فدا می کند، بنابراین به نام ها نمی توان اکتفا کرد.

 

* عده ای از صاحب نظران معتقدند مراسمات دینی مانند سوگواری در جهت تخلیه هیجانات منفی افراد موثر است، نظر شما چیست؟ از طرفی ممکن است در زیاده روی از این مسایل فرد دچار مشکلات روحی شود؟

 

دکتر معتمدی: کاهش اضطراب در سلامت روان بسیار موثر است که این امر با حضور در مجالسی که فرد می تواند هیجانات خود را تخلیه کند در حد معقول بسیار کمک کننده است اما افراط در این قضیه مانند افرادی که تمام عمر خود را در مجالس سوگواری می گذرانند و یا مدت زمان طولانی مانند دهه ها و یا ماه ها سوگوار بودن باعث می شود افراد به سمت افسردگی شدید بروند و این مساله بر اطرافیان تاثیر می گذارد و نمایی ناشاد و خشن از دین را ارائه می دهد در حالی که دین اسلام دین شادی است و این شادی در مولفه های ان مانند زود ازدواج کردن، صله رحم استفاده از عطر و یا همیشه لبخند داشتن بر شادی تاکید می کند و آن را نشان می دهد اما اینکه ما برای هر مراسم سوگواره های دهه های طولانی را سوگوار باشیم قطعا ما را به سمت افسردگی خواهد برد و اساسا افراط و تفریط مساله ای است که در دین ما از آن نهی شده است.

 

گفت وگو از فاطمه طاهری- شفقنا زندگی

 

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com