فارسی  |   English  |   العربی  |   اردو  |   Turkish  |   Pakistan  |   India  |   العراق  |   لبنان  |   Bahrain  |   البحرین  |   ورزشی  |   زندگی  |   رسانه  |   نظرسنجی  |   شیعه گراف

03 حمل 1396

شفقنا افغانستان

حجت‌الاسلام والمسلمین سید صاحب خویی، در گفت و گو با شفقنا، با اشاره به رفتارهای افراطی در غرب از سوی برخی به ظاهر مسلمان یا غیر مسلمان، گفت: مسأله افراطگری در عقاید دینی و تندرویها و اختلافات مذهبی که متأسفانه در میان مسلمانان دیده می‌شود، و هم‌چنین اقداماتی که در جهت تقریب بین مذاهب صورت گرفته است، موضوعی جدید نیست و از گذشته دور، این موضوع از مسائل مهم مسلمانان بوده و بزرگان مذهبی چه از شیعیان و چه از اهل تسنن اقداماتی را در جهت رفع افکار افراطی و پایان دادن به تندروی های مذهبی و درگیری های میان پیروان مذاهب از یک سو و تحقق ایده تقریب بین  مذاهب از سوی دیگر انجام داده‌اند.

عربستان سعودی هم از بعد سیاسی و هم از بعد مذهبی به مسأله اختلاف و درگیری دامن می‌زند

وی با اشاره به اقدامات علمایی هم چون مرحوم حضرت آیت ‌الله العظمی بروجردی و آیت‌ الله قمی و حتی علما و شیوخ الازهر از جمله شیخ محمود شلتوت در راستای تقریب بین مذاهب، گفت: مسأله اقدامات مذهبی و وجود تعصب افراطی بین برخی از پیروان اهل تسنن و تشیع از دو زاویه قابل بررسی است. یک زاویه صرفا دینی است و زاویه دیگر که مهم‌تر است، سیاسی است. در رابطه با زاویه دینی متأسفانه وهابیت عامل اساسی شعله‌ور کردن این اختلافات است والا شیعیان و پیروان مذاهب چهارگانه در کشورهای مختلف سال های سال به طور مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگر زندگی کرده اند که نمونه آن در عراق، ایران، لبنان، بحرین و اغلب کشورهای اسلامی دیده می‌شود.

خویی در ادامه افزود: از نگاه عقیدتی مسائل اختلافی را باید در سطح علمای اهل تسنن و علمای شیعه مورد مناقشه و بحث قرار داد تا این اختلافات منجر به درگیری بین اتباع مذاهب نشود. سابقا هم نشست‌ها و کنفرانس‌های تقریب بین مذاهب بوده و تا به الان هم ادامه دارد اما به عقیده بنده و با کمال تأسف عربستان سعودی هم از بُعد سیاسی و هم بُعد مذهبی به مسأله اختلاف و درگیری دامن می‌زند. ریشه‌دار بودن مذهب وهابیت در عربستان سعودی و افکار تند افراطی علیه مذاهب دیگر سبب شده است تا در میان تمام کشورهای اسلامی، عربستان  مدرسه و تربیت گاه اصلی تروریسم دینی و افراطی‌گری باشد و سرنخ تمام افراطی‌های مسلمان دنیا در این کشور یافت شود چراکه تربیت شده‌ی آن مکتب و مدرسه و علمای آن هستند. متأسفانه نمونه‌های آنها را می‌توان در پاکستان، الجزایر، هند، افغانستان، لیبی و دیگر کشورها دید.

عربستان در میان تمام کشورهای اسلامی مدرسه و تربیت گاه تروریسم دینی و افراطگری است

وی با تاکید بر تأثیر بیشتر بُعد سیاسی نسبت به بُعد دینی در دامن زدن به اختلافات، خاطرنشان کرد: از نقطه نظر سیاسی، سیاست مدارانی هستند که مسائل دینی و علمای دین را وسیله‌ای برای رسیدن به مقاصد خود قرار می‌دهند. اگر این مسأله حل شود، می توان بر بُعد دینی افراطگری نیز راحت‌تر غلبه کرد. هر ساله کنفرانس‌های متعددی در کشورهای مختلف در رابطه با تقریب بین مذاهب، و با هدف رد یا نفی افراطگری و رد یا نفی تکفیر برگزار می‌شود، اما تاثیر چندانی نداشته‌اند و در سالهای اخیر هم وضع بدتر شده است. زیرا دو بخش سیاسی و دینی هماهنگی ندارند و تأثیرگذاری بخش سیاسی قوی‌تر از بخش دینی است. بنابراین سیاستمداران می‌توانند با مال و یا با زور و یا هر وسیله‌ی دیگر، بعضی از به ظاهر علمای دینی را بخرند و تأثیرگذار باشند.

خویی عربستان سعودی را سردمدار قضیه افراطگری مذهبی در دنیای اسلام دانست و اظهار کرد: کشورهای امارات و قطر هم برای مصالح سیاسی خود این جهت را پشتیبانی مالی و سیاسی می‌کنند. با تأسف بیشتر باید گفت: در سالهای اخیر افراطگری‌ها محدود به دنیای اسلام و کشورهای اسلامی نمانده است و کشورهای غیر اسلامی هم وارد این کارزار شده‌اند. مثلا مسأله تروریسم خوب و تروریسم بد مطرح شده و سیاستمداران آن را اختراع و ایجاد کرده‌اند. لذا می‌بینیم که آمریکا با کمک عربستان مؤسس القاعده و طالبان می‌شود و در یک دوره از آنها حمایت می کند و در دوره‌ای دیگر که علیه منافع آمریکا اقدام می‌کنند، با آنها برخورد می‌کند.

وی افزود: اخیرا سیاست مداران کشورهای غربی مانند فرانسه در کشورهایی هم چون مالی علیه تندروهایی که خود را مجاهدین نامیده اند و فعالیت‌های افراطی دارند، وارد جنگ شده‌اند و صراحتا آن ها را تروریست خطاب می‌کنند ولی همان تروریست‌ها وقتی از کشور مالی به سوریه می‌آیند، مجاهد خوانده می‌شوند و همان کشور فرانسه به آن ها اسلحه می‌دهد و در سازمان های بین‌المللی از آنها حمایت می‌کند. لذا ضرورت دارد تا این موضوع بین سیاستمداران حل و فصل شود.

خویی با تأکید بر این که اگر مشکلات سیاسی بین ایران و عربستان سعودی حل شود، بسیاری از معضلات و مشکلات دیگر نیز حل خواهد شد؛ گفت: ایران به عنوان یک کشور شیعی و به اصطلاح تنها کشوری که رسما شیعه مذهب است و به عنوان مدافع شیعیان تلقی می‌شود اگر مشکلات خود را با عربستان سعودی حل کند، بسیاری از مشکلات نیز حل خواهد شد. قبل از انقلاب روابط بین نظام ایران و عربستان تنظیم شده بود. اما امروزه به خاطر مسایل سیاسی، عربستان فشارهایی را روی شیعه و حتی حجاج می‌گذارد که شرایط را بدتر می‌کند.

وی با بیان اینکه در تنظیم روابط بین مسلمانان، قدرت‌های منطقه‌ای مؤثرتر از قدرت‌های فرامنطقه‌ای عمل می کنند، تصریح کرد: اگر روابط منطقه‌ای حل شود، روابط فرامنطقه‌ای هم حل می‌شود. زیرا قدرت های خارجی از شکاف بین مذاهب بهره می‌برند.

 

سرنخ تمام افراطی‌های مسلمان دنیا در عربستان سعودی است

 

خویی با اشاره به وضعیت مسلمانان در غرب نیز خاطرنشان کرد: کشورهای پشتیبان افراطگری مثل عربستان سعودی و دیگر کشورها، تلاش دارند تا با این توجیه که شیعیان تابع ایران هستند، شیعیان را در هر نقطه از جهان سرکوب و محدود کنند و بر آنها فشار وارد نمایند. مثلا در قضیه بحرین هیچ کشوری در جهان به آنها کمک نکرد چون شیعه هستند. البته دلیل کمک نکردن غربی ها شیعه بودن آنها نیست؛ بلکه این اقدام تحت تأثیر لابی گری کشورهایی مثل عربستان صورت می گیرد. آنها غربی ها را توجیه و راهنمایی می‌کنند که اگر شیعه‌ها بیایند، یعنی ایران حاکمیت یافته است و اگر ایران بیاید چه و چه خواهد شد. آنها قصد دارند تا این مقوله را برای غربی ها اثبات نمایند. درصورتی که ما در تماس با مسئولان کشورهای غربی تلاش می‌کنیم تا موضوع مذهب و تشیع را از موضوع سیاست و نظام ایران جدا کنیم تا مسائل سیاسی و روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه حسنه شود.

خویی تصریح کرد: اگر در زمینه روابط سیاسی میان ایران و کشورهای پشتیبان افراطگری در منطقه، فضای گفت وگو ایجاد شود و روابط حسنه‌ای حاکم باشد؛ بعد ازآن است که می‌توان در زمینه تقریب قدم‌هایی عملی برداشت.

سلفی های اروپایی و غربی که امروز در سوریه می‌جنگند، روزی به کشور خود باز خواهند گشت و به احتمال زیاد  همین رفتارها و اقدامات ضد بشری را در آن جا تکرار می کنند

وی با اشاره به رفتار افرادی که خود را مسلمان می دانستند اما یک سرباز را در انگلستان به بدترین شکل به قتل رساندند و سپس در برابر دوربین ظاهر شدند و دلیل خود را قصاص در برابر قتل خواندند، گفت: در رابطه با افرادی که این کار را مرتکب شدند و مسأله قصاص و چشم در برابر چشم را مطرح کرده‌اند، باید گفت که این برداشتی کاملا غلط و نادرست از موضوع است و این شیوه‌ی قصاص نیست. بر فرض این که غربی ها کاری در کشورهای اسلامی کردند چه ربطی به آن فرد مقتول به صورت خاص دارد . آن فردی که این کار را کرده چه سمتی در حکومت اسلامی دارد که بخواهد به عنوان مسئول تطبیق احکام اسلامی در یک کشور غربی، اقدام به اجرای این حکم کند.

خویی با بیان این که باید در دو بخش کار اساسی صورت گیرد، تصریح کرد: یک بخش به فعالیت‌های مراکز اسلامی و مسئولان آن ها و روابط ایشان با مسئولان دولتی و سیاسی باز می‌گردد. ما باید با نهایت توان خود تلاش کنیم و با استفاده از منطق، مسئولان سیاسی را روشن کنیم و توضیح دهیم که این اتفاقات ارتباطی با دین و مذاهب و مفاهیم صحیح دینی ندارد و مرتکبان چنین اقداماتی یا عده ای جاهل افراطی هستند که از مفاهیم اسلامی سوء استفاده می‌‌کنند و یا وسیله‌ای برای سوء استفاده گروه‌ها و  دولت‌ها و افراد مشخص هستند. ما باید برای آنها روشن کنیم، کشتارها و قتل هایی که به نام دین و مذهب صورت می گیرد و با وقاحت تمام فیلم های آن ها هم بر روی سایت‌ها قرار داده می شود، این کارها عریان ترین و افراطی ترین اقدامات ضد بشری و ضد انسانی است که از طرف وهابی‌ها و تندروها و سلفی‌ها صورت می‌گیرد. ما قصد داریم تا به غربی ها بگوییم که آن ها هم در اتفاقاتی که رخ می‌دهد، مسئول هستند.

خویی در ادامه چنین افزود: روزی سلفی های اروپایی و غربی که امروز در سوریه می‌جنگند، به کشور خود باز خواهند گشت و احتمال زیادی دارد که همین رفتارها و اقدامات ضد بشری را انجام دهند. چراکه این گونه رفتارهای ضد بشری جزو ذات آن ها می‌شود و انجام هرگونه قتل برای آنها طبیعی خواهد بود. ما قصد داریم که با منطق این مسائل را برای سیاست مداران غربی روشن کنیم.

ممکن است یک فرد متعصب افراطی شیعی به لحاظ عقیده و ذهنیت، یک سنی و یا یک وهابی را کافر بداند، اما برای او حکم قتل صادر نمی‌کند

وی فعال شدن رسانه‌ها در جلوگیری از افراطگری را نیز ضروری دانست و در ادامهگفت وگوبا شفقنا اظهار کرد: علاوه بر رسانه‌ها، مراکز اسلامی و شخصیت‌های عاقل و معتدل اسلامی از همه مذاهب هم باید فعال باشند. ما با اهل تسنن جلسات مشترکی داریم که این کارها را مشترکا محکوم می‌کنیم. به عنوان مثال؛ ما از دو مرکزی که در انگلیس به آنها حمله شد چه سنی و چه غیرسنی بازدید کردیم و با آنها همدلی نمودیم. بنابراین رسانه‌ها هم می‌توانند فکر صحیح و عدم ارتباط افراطگری با دین، و کارهای ناشایستی را که به اسم دین صورت می‌گیرد، برای مردم روشن کنند و بگویند که این افراد جاهل و متحجر یا واقعا از روی اعتقاد جاهلانه این جنایات را مرتکب می‌شوند و یا وسیله‌ای برای منافع دیگر کشورها هستند.

خویی با اشاره به این که مسأله افراط و افراطگری و تعصب در همه مکتب های اعتقادی وجود دارد و نمی‌توان منکر شد که شیعه‌ها افراط و تعصب ندارند، چنین تصریح کرد: تفاوتی که میان افراطی‌های شیعه و غیر شیعه وجود دارد این است که افراطگری این دسته از شیعیان منحصرا در اعتقاد و ذهن و بیان آن ها است و عملی نیست. مثلا ممکن است یک فرد متعصب افراطی شیعی به لحاظ عقیده و ذهنیت، یک سنی و یا یک وهابی را کافر بداند، اما برای او حکم قتل صادر نمی‌کند. اما آن ها این کار را هم در عقیده و هم در عمل انجام می‌دهند. مثلا در انگلیس جماعت هایی از متعصبین شیعه ایجاد شد که به نظر من به نوعی عکس‌العمل بود. یعنی به قدری آن ها به ناحق ظلم کردند و فشار آوردند و تبلیغات عقیدتی کردند که این کار در حقیقت عکس‌العمل بعضی شیعیان در مقابل آن ظلم ها بود.

رییس بنیاد الخویی لندن با بیان این که این روشنگری‌ها از طریق رسانه‌ها باید صورت گیرد، یادآور شد: نوشتن مقاله در روزنامه‌ها و یا راهپیمایی و ابراز انزجار از قتلی که صورت گرفت،‌ از جمله اقدامات عملی است که انجام گرفته است.

وی با اشاره به ارتباط جامعه مسلمان و شیعه با جامعه غرب خاطرنشان کرد: مباحث افراط و تفریط، کاملا دوطرفه هستند و هر دو مقصر شناخته می‌شوند. به عنوان مثال؛ ریش گذاشتن مردان و نقاب گذاشتن زنان در انگلیس به عنوان جامعه آزاد پذیرفته شده است و آن را اقدامی شخصی می‌دانند. لذا از نظر اصول و عرف غرب اینها مشکل نیست. کما اینکه می‌بینیم سیک‌ها هم در همین غرب از نظر ظاهری متمایز هستند و بر اساس سنت مذهبی خود لباس می پوشند و کسی هم معترض آن ها نمی‌شود و یا یهودی‌ها به هر شکل که تمایل دارند ظاهر می‌شوند. بنابراین به مسلمانان هم کسی معترض نمی‌شود. اگر کسی هم معترض بشود از طرف افراطی ها است.

وی ادامه داد: این رفتارها مشکل نیست، بلکه مشکل در عمل است که کارهای خلاف عُرف و قانون از طرف کدام گروه‌ها انجام می شود. اگر از طرف افراد ریش‌دار و نقاب زده باشد به اسلام صدمه می‌زند. اما این حرکات افراطگری هیچ وقت از طرف شیعیان در غرب انجام نشده است. زیرا هیچ شیعه‌ای کاری خلاف متعارف و یا کاری خلاف بر اساس اعتقادات مذهبی نکرده است که به نام دین تمام شده باشد و به دین صدمه زده باشد.

وی با اشاره به جرائمی که در کشورهای غربی صورت می‌گیرد، گفت: از آنجا که ما با زندان‌ها و زندانیان ارتباط داریم، بیشتر جرائم مربوط به تربیت خانوادگی و سوابق خود جامعه مسلمانان است که از چه کشورهایی هستند. مثلا در مورد عرب‌ها اغلب جرم‌ها که به خاطر آن زندان می‌روند، درمورد درگیری های فیزیکی بین خانواده است. زیرا در این کشورها مقررات خاصی در خصوص روابط خانوادگی وجود دارد. اما مراکز اسلامی همواره جلساتی را برگزار می‌کنند که مسائلی مانند وظایف همسر نسبت به همسر و رابطه با فرزندان را آموزش دهند.

 

مسلمانان در غرب دندان عاریتی نیستند

 

وی خاطرنشان کرد: مدارس اسلامی وابسته به موسسه مرحوم حضرت آیت الله العظمی خویی در غرب در زمینه آموزش به نوجوانان و جوانان  کلاس‌هایی برگزار کرده تا به آنها تعلیم دهند چگونه یک فرد مسلمان می‌تواند مسلمان و شهروندی خوب در این کشورها باشد. هم‌چنین جلسات و برنامه‌های مشترکی بین مدارس اسلامی و غیر اسلامی برگزار می‌شود و بازدید از مدارس صورت می‌گیرد تا اعمال عبادی مسلمانان توسط دیگران دیده و شناخته شود.

وی در پاسخ به این سؤال که مزایای حضور مسلمانان در غرب چه بوده است، اظهار کرد: اگر چنین سؤالی مطرح شود که مسلمانان تاکنون به چه درد غرب خورده‌اند و یا چه افتخاراتی را داشته‌اند؟! باید در پاسخ گفت که نسبت کثیری از مسلمانان و شخصیت‌های اسلامی در تمام زمینه‌های زندگی در غرب موثر هستند و به ارائه خدمات مشغول هستند. ضوابط مهاجرت پذیری، آزادی و امکانات علمی و مالی این کشورها باعث می شود تا مغزها و افرادی که امکان خدمات رسانی دارند به آن جا جذب شوند.

خویی با بیان این که تاکنون آمار درستی از محصول عمل مسلمانان که تا چه اندازه تولیدات داشته‌اند و یا چه مقدار ثروت و قدرت برای غرب ایجاد کرده‌اند، نداشته‌ایم؛ گفت: قطعا نشست فرهیختگان برای روشن شدن این مسأله در همه زمینه‌های پزشکی، اقتصادی، مهندسی و نخبگی کار بسیار بزرگی است که احتمال می‌رود عملی نشود. این شناسایی کار علمی و چند محقق می‌خواهد که باید از طرف مراکز اسلامی مکلف به انجام آن کار شوند. در عین حال این مسأله فکر بسیار خوبی است و پیشنهاد چنین شناسایی باعث می شود تا در الگوی مراوده ما با غرب تغییری صورت بگیرد.

وی در ادامه به برخی فتواها از جمله طهارت اهل کتاب و یا رعایت حق و حقوق و محترم بودن جان و مال آن ها، اشاره و تصریح کرد: درخصوص برخی فتواها که اخیرا تغییر کرده‌اند، باید گفت که فتوا تغییر نکرده، بلکه شکل تطبیق و یا برداشت از وضع موجود تغییر کرده است. والا اصل فتوا سر جای خودش است. به عنوان مثال فتوای حضرت آیت ‌الله العظمی سیستانی در مورد مالکیت غیر مسلمان  تغییر نکرده است اما ایشان معتقد هستند وقتی یک مسلمان به سفارت کشور غربی می‌رود و ویزا می‌گیرد، متعهد به رعایت مقررات و قوانین آن کشور می‌شود و نباید خلاف تعهدش عمل کند.

وی با بیان این که مراکز اسلامی در غرب سعی دارند تا این مسأله را آموزش داده و ترویج دهند که هیچ مسلمانی حق ندارد تقلب کند و یا خلاف مقررات کشوری که مسلمان نیست، عمل کند، خاطرنشان کرد: کتاب های متعددی در زمینه فتوای مراجع عظام تقلید در خصوص شرایط زندگی شیعیان در کشورهای غربی و احکام فقهی آن وجود دارد که باید به آنها مراجعه شود.

خویی تصریح کرد: مسلمانان در غرب دندان عاریتی نیستند. اغلب مسلمانانی که در اینجا زندگی می‌کنند، نسل‌های چندم مسلمانانی هستند که سال ها پیش و یا بعد از جنگ جهانی اول و دوم آمده‌اند. این ها انگلیسی محسوب می‌شوند و زندگی خوبی هم دارند. چراکه بسیاری از آنها اجدادشان مهاجر بودند و امروزه مسلمانانی که از قدیم در اینجا بوده‌اند، با هیچ چالش مهمی مواجه نیستند.

وی با بیان این که تنها قشر کمی که به عنوان پناهنده به غرب سفر می‌کنند، دچار چالش می‌شوند، تصریح کرد: متأسفانه مسلمانان به دلیل مسائل سیاسی و اختلافات و تفرقه و دیگر مسائل به اندازه سهمی که باید در غرب داشته باشند، از حقوق سیاسی برخوردار نیستند. اگر از این جهت مسلمانان با یهودی‌ها مقایسه شوند، نسبت یهودی‌ها بسیار کم تر است ولی امکانات بسیار بیش تری دارند. اگر مسلمانان سهم بیشتری ندارند به این خاطر است که خودشان آگاهی به حقوقشان ندارند و یا انگیزه‌ای  ندارند که دنبال این کار بروند.

وی با تأکید بر این که ما به عنوان شیعه باید برای گرفتن حقوق خود فعال باشیم، خاطرنشان کرد: انجام این کار بسیار دشوار است و ما به اندازه آن ها قدرت نداریم. برخی مشکلات ریشه‌دار در بین شیعیان وجود دارد که حل آن ها چندان آسان نیست. شیعیان به لحاظ قومیتی از کشورهای مختلفی هستند و این اختلاف، اختلاف عملی است و نه اختلاف اسمی و نظری.

خویی در پایان گفت وگوبا شفقنا چنین افزود: شیعیان صرف نظر از قومیت کشوری، مسائل قومی را آن چنان در بین خود راسخ کرده‌اند که قومیت شهری هم در اعمال آنها تاثیر می‌گذارد. لذا ما از نظر قومیتی، دینی و تقلیدی و به لحاظ سیاسی اختلافات زیادی داریم که نمونه آن نظرات متفاوت درخصوص ولایت فقیه است و یک شخص مقلد یک مرجع و شخصی دیگر مقلد مرجعی دیگر است. البته به لحاظ حیثیت و منفعت در غرب مشترک هستیم و باید قدرت تحمل بالاتری در این فضا داشته باشیم. اما در عمل این گونه نیست.

وی در پایان تاکید کرد: باید تدابیری برای بهره‌برداری از ظرفیتهای تشیع و نظام‌مند کردن جامعه شیعی اندیشیده شود که البته کار آسانی نیست اما می‌توان اقداماتی انجام داد.

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

Yay覺nland覺 حقوق

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) - حضرت آيت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در ۲۸ آبان ۱۲۷۸ در شهر خوی متولد شدند. ايشان علوم مقدماتی را تا سن ۱۳ سالگی در زادگاه خویش آموختند. در سال ۱۳۳۰ به نجف اشرف مهاجرت نموده و در درس خارج فقه و اصول آیات عظام شیخ فتح‏ الله شریعت اصفهانی، شیخ مهدی مازندرانی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین غروی اصفهانی و شیخ محمدحسین نائینی حضور یافتند. ايشان کلام، تفسیر و فن مناظره را از آیت‌الله محمدجواد بلاغی نجفی فراگرفته و به خاطر علاقه‌ به یادگیری حکمت و فلسفه در درس مرحوم آیت‌الله سید حسین بادکوبه ‏ای حاضر شدند

مرجعیت در گذشته ضوابط بيشتری داشت، در حوزه نجف نيز اصولی براي آن مطرح بود و مسایلی عرفا رعایت می‌شد

آيت الله العظمی خویی كه سالیانی بعد در زمره فقها و مراجع به نام تقلید شیعيان قرار گرفتند و به عنوان مرجع اعلای جهان تشيع معرفی شدند. پس از سالها تحمل مضایق از سوی رژیم بعث و پایداری مثال زدنی برای حفظ حوزه ی علمیه نجف اشرف در ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ در کوفه رحلت کردند.

شفقنا (پايگاه بین المللی همكاري‌هاي خبري شيعه) در آستانه بیست و یکمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله العظمی خویی با حجت الاسلام و المسلمین سید صاحب خویی، فرزند ايشان به گفت وگو پرداخته است.

حجت الاسلام و المسلمین سید صاحب خویی درباره مرجعیت آیت الله العظمی خویی و شرایط مرجعیت در حوزه علمیه نجف اشرف به خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) بیان کرد: مرجعیت در گذشته ضوابط بيشتری داشت، در حوزه نجف نيز اصولی براي آن مطرح بود و مسایلی عرفا رعایت می‌شد. به عنوان مثال، مجتهد فقط زمانی که علم پيدا می‌کرد مقلدانی دارد و آنها برای برطرف کردن نیازهای فقهی خود رساله توضیح المسائل درخواست می کردند، اقدام به تدوين آن می‌كرد.

او اظهار کرد: علما برای رسیدن به اجتهاد نياز به سوابق حوزوی و تحصیلی، اجازه اجتهاد از مراجع تقلید صاحب رساله، اجازه اجتهاد از استادان و ساير مراجع پیش‌کسوت داشتند و پس از آن بود که عالمی در جامعه به عنوان مرجع صاحب رساله مطرح می شد، مردم به ایشان رجوع می کردند و در نهایت رساله ایشان منتشر می گشت.

از همان ابتدا كليه دروس تحصيلى خود را تدريس مى فرمودند

فرزند آیت الله العظمی خویی افزود: مرحوم آیت الله العظمی خویی در سنین جوانی به درجه اجتهاد رسیده و از مرحوم شیخ الشریعه، مرحوم شیخ محمد کاظم شیرازی، مرحوم شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی و مرحوم میرزای نایینی اجازه اجتهاد داشتند. هم‌چنين يكی از ويژه گی ‌های دیگر ايشان اين بود كه از همان ابتدا كليه دروس تحصيلى خود را تدريس مى فرمودند. لذا ایشان تدریس را نیز از همان ابتدای تحصیل خود شروع کرده بودند. از مراجع شاخص هم‌زمان ایشان در نجف اشرف، می توان به مرحوم آیت الله العظمی آقای سید عبدالهادی شیرازی، مرحوم آیت الله العظمی آقای سید محمود شاهرودی، مرحوم آیت الله العظمی آقای سید محسن حکیم  اشاره كرد.

خویی ادامه داد: مرحوم والد از سال 1970 ميلادی و پس از فوت مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم به عنوان مرجعيت عامه شيعيان معرفی شدند با اینکه غالبا فکر و تلاش ایشان تاليف و تدریس بود و به همین دلیل هم از جهت تألیفات علمی در زمینه‌های مختلف و تربیت شاگردان نسبت به دیگر مراجع پیش‌رو بودند.

برای انگشت شماری از علمای آن زمان كه از شاگردان ايشان بودند، اجازه کتبی اجتهاد صادر کردند

او با بیان اینکه براساس مدارك و اسناد موجود آيت الله العظمي خویي برای انگشت شماری از علمای آن زمان كه از شاگردان ايشان بودند، اجازه کتبی اجتهاد صادر کردند، توضیح داد که اجازه اول به آیت الله العظمی میرزا علی فلسفی در تاریخ 23 ذی القعده 1380 هجری اختصاص داشت. دومين اجازه كتبي در ذی الحجه همان سال به آیت الله العظمى سیستانی داده شد و اجازه سوم نيز براي آیت الله العظمی حاج آقا تقی قمی نوشته شد.

خویی افزود: پس از صادر شدن اين چند اجازه كتبی شرایط خاصی به وجود آمد. به اين معنا كه اين آقایان قصد سفر از نجف را داشتند و نزد مرحوم آقا آمده و از ايشان طلب اجازه اجتهاد کردند؛ سپس علمايی که در نجف ساكن بودند تقاضای اجازه ی کتبی اجتهاد نمودند؛ اما آيت الله العظمی خویی در جواب آن ها فرمودند، اغلب شاگردان من مجتهد هستند، بنابراين پس از آن برای شخص ديگري اجازه كتبى صادر نكردند. گرچه ايشان یادداشت‌هایی بر نوشته‌های علمای دیگر از شاگردان خود كه تقريرات دروس ايشان را نوشته اند، نگاشتند كه اذعان بر مراتب عاليه علمى اين علماء است مانند تقريضاتی كه براي علمايي چون آیت الله آقا شیخ مرتضی بروجردی، آیت الله میرزا علی غروی، آیت الله توحیدی، آية الله خلخالي، آية الله سيد محمد سرور بهسودى، آیت الله العظمى فیاض و ديگر مقرران نوشته شده است.

تمام اصول شرعی و عرفی روابط پدر و فرزندی را در حق ما رعايت می‌کردند

او درباره رفتار آیت الله العظمی خویی با اعضای خانواده با بیان اینکه ايشان تمام اصول شرعی و عرفی روابط پدر و فرزندی را در حق ما رعايت می‌کردند، و خداوند را شاکرم که در بیت ایشان تربیت شدم ادامه داد: چنين شخصیت هايی مانند آيت الله العظمی خویی واقعا همان‌طور که در خارج به بزرگی و عظمت ياد مي شوند صاحب شخصیت عظیم هستند. به این معنا كه شخصيت ايشان در دو بعد قابل توصيف است. شخصیتی بزرگ و با تقوا که شامل دو بعد علم و عمل است. ايشان آن‌قدر از ويژگي‌های انسانی و اخلاقی بهره‌مند بودند كه انسان هنگامی كه به ضمیر خود مراجعه می‌کند ايشان را می تواند به عنوان الگو و اسوه اخلاق و تدین و تقوا در نظر بگیرد و اقتدا کند.

بسيار به حفظ و عدم هزينه‌ كرد نادرست وجوهات شرعي حساس بودند

خویی با اشاره به این که آیت الله العظمی خویی بسيار به حفظ و عدم هزينه‌ كرد نادرست وجوهات شرعي حساس بودند و دخل و تصرف در آن‌ها را همیشه خود به عهده می گرفتند اظهار کرد: به ياد دارم كه مرحوم والد در ايام نوجوانی برای بنده ماهیانه مختصری تعيين کرده بودند كه پس از مشخص کردن آن فرمودند، به دليل آن‌كه هزينه و مخارج تو كاملا بر عهده من است اين ماهيانه را شخصا برای تو پس انداز مي‌كنم. وقتی می خواستم از حضور ایشان در نجف، خارج شوم برای خداحافظی خدمت ایشان رسیدم. پس از دریافت پس اندازم ملاحظه کردم که ايشان خمس مالی را كه برای من تعيين فرموده بودند، كم كرده و مابقی پول جمع شده را كه در آن زمان حدود 40 دينار عراقی بود مرحمت كردند. این نشانه ی حساسیت ایشان به این امور بود که به تصور من به جای آن که در هنگام سفر، این مبلغ خمس را بخشیده و یا خود متقبل بشوند آن را از بنده کسر کردند.

او به خاطره ای دیگر اشاره و بیان کرد: در یکی از سفرهایی که به نجف مشرف شده بودم روزى ایشان هنگامی که پس از اقامه نماز ظهر و عصر به منزل برگشتند قبل از صرف غذا، پاکتی را که مسافران شهر در مسجد به عنوان وجوهات شرعي خدمت ايشان داده بودند، باز كرده و متوجه شدند كه مبالغ موجود در پاكت از جهت عناوين وجوهات شرعيه مثل سهم امام و يا سادات و يا نذر و غيره به تفكيك مشخص شده، بجز 5 دینار که معلوم نبود بابت چیست؟ ایشان نگران شده، خادم منزل را خواستند و فرمودند که به سرعت به مسجد برو و ببین اگر مسافران هستند بپرس که این 5 دینار براي چیست؟ و تا خادم برگردد در همین حالت نگرانی بودند و حتی ناهار میل نکردند. خادم که برگشت به ايشان عرض کرد مسافران نبودند! مرحوم آقا فرمودند: برو منزل آقا سید ابراهیم شیرازی، ایشان می‌دانند که این مسافرها در كدام هتل اقامت دارند. ایشان باز هم غذا را نخوردند. من به مرحوم والد عرض کردم، آقا غذايتان را میل کنید، خادم نتیجه را می‌گیرد. ایشان فرمودند نه نگران این 5 دینار هستم.  در ادامه من باب مزاح عرض کردم یعنی شما به اندازه ی 5 دینار ولایت ندارید؟ ایشان با جدیت پاسخ دادند این‌طور نیست، حساب و کتابی در كار هست!

خویي درباره تالیفات ایشان گفت: در دوره جوانی خود ایشان دست به قلم بوده و آثارشان را با دست خط خودشان مى نگاشتند اما در كتابت تاليفات بعدى كاتبان مساعدت مى كردند.

او با بیان اینکه شرایطی که هم‌اكنون براي ديدار علما وجود دارد در آن زمان و به ويژه برای علمای آن دوره نجف رايج نبود و ملاقات با ايشان از ساعت 9 صبح تا اذان ظهر در بيرونی منزلشان برای همه مقدور بود و در این مورد سایر مراجع و حتی آیت الله العظمى خمينى از اين وضع مستثنى نبودند.

التزام به صله رحم و نادیده گرفتن بدی های دیگران نسبت به خود از خصلت های ممتاز ایشان بود

فرزند آیت الله العظمی خویی در ادامه گفت و گو با شفقنا با بیان این که ایشان بسیار حلیم، صبور و خوش اخلاق بودند در راستاى تربيت و نصيحت و آموزش اخلاق و عمل به وظايف شرعى و انسانى روزى از من پرسیدند فکر می‌کنید چه عاملی باعث رسيدن من به اين مقام و مرتبه شده است؟ من عرض کردم به علت حافظه و ذاكره فراوان و جد و جهد، و کوشش و تلاشتان در تحصیل علم در کنار عوامل دیگری مانند ذكاوت شما سبب رسیدن شما به این جایگاه بوده است. ايشان در پاسخ فرمودند خودم معتقدم رسیدن من به این مقام نتیجه دو خصلت من است؛ یکی التزامم به صله رحم و دوم اين‌كه تاكنون کینه هیچ شخصی را به دل نگرفته ام و نسبت به هر کسی که به من بدی كرده نه تنها در صدد انتقام بر نیامده ام  بلکه به آن فرد خوبی کرده ام. و مصادیق زیادی برای این خصال ایشان معروف است.

هيچ‌گاه گمان بد به كسي نمی‌بردند

او ادامه داد: مرحوم والد هيچ‌گاه گمان بد به كسي نمی‌بردند و اگر كسی را با ظاهری ناآراسته و نامناسب می ديدند، به خود آن فرد متذكر می‌شدند. به ياد دارم آن زمان در نجف بستن ساعت مچی مرسوم نبود یا شخص ایشان حساسيت به موی بلند داشتند! اگر روزی هم کسی را با ساعت مچی يا موي بلند مي‌ديدند نصیحت می کردند.

آیت الله العظمى خمينى از آقا خواسته بودند تا بر حاج ‌آقا سید مصطفی ايشان نماز بخوانند

خویي درباره نماز خواندن بر پیکر حاج آقا مصطفی خمینی بیان کرد: تشییع مرحوم حاج ‌آقا سید مصطفی در صحن حضرت امیرالمؤمنين(ع) صورت گرفت و مرحوم آقا نيز حاضر بودند. مرحوم آیت الله العظمى خمينى از آقا خواسته بودند تا بر حاج ‌آقا سید مصطفی ايشان نماز بخوانند.

در هشتاد سال تنها سه بار عراق را ترك كردند

او در ادامه به شفقنا گفت در دوره متجاوز از هشتاد سال زندگی حضرت آيت الله العظمی خویی در نجف اشرف واشتغال ایشان به درس و تدریس و تالیف و اداره امور مرجعیت، تنها سه بار عراق را ترك كردند. آن هم براي سفر به حج، سفر به ايران جهت زیارت مشهد مقدس و قم و یک سفر علاجی به خارج. همچنين به زیارت حرم‌های ائمه معصومين (ع)بسيار التزام داشتند كه متأسفانه در اواخر عمرشان به علت کهولت سن، نمی‌توانستند به صورت مرتب، به حرم بروند.

در دوران مرجعیت ‌شان در عراق، مرجعیتی منفرد و یگانه بودند

ایشان در دوران مرجعیت ‌شان در عراق، مرجعیتی منفرد و یگانه بودند. او افزود: برخی مسائل و مشکلات از سال 1968 سبب شد تا حزب بعث حکومت را به دست بگيرد. در همان سال‌ها نیز كه آیت الله العظمی حکیم مرجع اعلای عراق بودند، برخي فشارها بر ايشان اعمال می‌شد، که به سبب برخی فعالیت‌های اجتماعی آقازاده‌های ایشان بود. در هنگام مرجعيت آيت الله العظمی خویی نيز این فشارها بر حوزه ادامه داشت و غالبا به دلیل خواسته‌های برآورده نشده حکومت از این مراجع، صورت می‌گرفت.

در برابر فشارهای حزب بعث بسیار مقاومت کردند

خویی با بیان اینکه «خواسته‌ها از مراجع اكثرا سیاسی بود» اظهار کرد: پس از انقلاب اسلامی ایران درباره موضوعاتی هم‌چون درگیری عراق با ایران و تقاضا برای اعلام نظر به نفع بعثی‌ها از سوی مرجعیت، نفی برخی از تصرفات و اقدامات جمهوری اسلامی ايران، نفي جنگ در هنگام پيروزی‌های ايران، شهيد خواندن بعثی‌های كشته شده و... بود. هنگامی كه ایشان این تقاضاها را نمی پذیرفتند منجر به دستگیری عده‌ی زیادی از شاگردان و وکلای ایشان می‌شد و بعد هم که انتفاضه رخ داد.

در انتفاضه بسیاری از نزدیکان ایشان را به شهادت رساندند

فرزند آیت الله خویی ادامه داد: ايشان در قضيه انتفاضه هیأت ده نفره‌ای را از علمای نجف برای حفظ مصالح عامه تشکیل دادند اما حكومت آن‌ها را دستگیر کرد، به گونه‌ای كه در هنگام انتفاضه ارتش به منزل مرحوم آقا حمله كرد. اخوی، مرحوم سید محمد تقی با آن هيأت در منزل آقا بودند كه همگی دستگير شدند. آقا و  سيد محمد تقی را جدا بردند، بقیه را هم که از شاگردان و منسوبین مرحوم آقا بودند جداگانه بردند. در اين ميان سید محمود میلانی، آخرین داماد آقا، سید ابراهیم آخرین فرزند آقا، سید جواد بحرالعلوم داماد همشیره و دیگر علما من جمله از بیت بحر العلوم و بيت خلخالی، همه را دستگیر کردند و هيچ‌گاه مشخص نشد که کجا بردند و چه سرنوشتی برای آن‌ها رقم خورد.

پس ازدستگیری آنان، مرحوم آقا را به بغداد برده و بالاجبار ملاقاتی با صدام ترتیب دادند، تا ایشان در این جلسه انتفاضه را نفی کنند. شرایط خفقان، ظلم و فشار در عراق برای همه قابل درک بود و آن‌چنان دولت وقت با کمک قدرتهای خارجی بر اوضاع مسلط شده بود و همه مخالفان را دستگیر می‌کرد یا به شهادت می‌رساند که مردم توان مقابله و واکنش را نداشتند. در نهایت آیت الله العظمى خویی دو روز بعد آزاد شدند. مرحوم والد پس از آزادی، از صدام درخواست مراجعت و آزادی دستگیرشدگان را نمودند اما علی رغم دستور صوری صدام برای آزادی آن‌ها، هیچ‌ یک از دستگیرشدگان آزاد نشده و در نهایت با وجود پیگیری‌های مستمر خبری از آن‌ها نشد، وتا به امروز كه ده سال از سرنگونى صدام مى گذرد هيچ اثر و نشانى از اين شهيدان يافت نشده است.

او در مورد برادرش مرحوم شهيد سيد محمد تقى بیان کرد ایشان در اخرين بارى كه از عراق خارج شد در آن زمان بسیاری از دوستان و رفقا به او تأکید کردندند که به عراق برنگردد ولی ایشان همیشه پاسخ می‌داد؛ نمی توانم عراق را رها کنم و رسیدگی به خانواده‌هایی که سرپرست آنها به شهادت رسيده اند ضرورى است. همین شد که سید محمد تقی به عراق بازگشت ورسیدگی مداوم او به خانواده‌های داغ دیده انتفاضه و دیگر فعالیت‌هایش در حیات و پس از ارتحال آقا، مطابق میل حکومت نبود. در نتیجه دولت، حذف فیزیکی او را در یکی از شب‌های جمعه که به کربلا مشرف شده بود، در دستور کار قرار داده و ایشان را در حادثه ی تصادفی ساختگی به شهادت رساند.

در درمان ایشان رژیم بعث کارشکنی فراوان کرد

خویی با اشاره به فشار و خفقان بسیاری که در دوره حیات حضرت آیت الله العظمى خویی بود،گفت: ایشان به علت فشارهای روحی فراوان در کهولت سن دچار نارسایی قلب شده بودند. پزشکان پس از معاینه تشخیص دادند که برای تنظیم ضربان قلب ایشان باید باتری بگذارند. این درحالی بود که حکومت وقت با درخواست برای معالجه ایشان در خارج از کشور، آمدن پزشک حاذق خارجی به کشور یا آوردن انواع باتری برای تست بر روی قلب ایشان مخالفت کرد. این شدکه خودشان باتری‌ای گذاشتند که در اثر نامناسب بودن آن سبب از کار افتادن قلب و رحلت ایشان شد. با وجود چنین وضعیتی انتخاب تعمدی باتری کم عمر برای ایشان از سوی حکومت وقت عراق محتمل به نظر می‌رسید. پس از فوت والد، تشییع ایشان غریبانه تحت کنترل نیروهای امنیتی وحکومتی بدون سر و صدا برگزار شد.

تا اواخر عمر تدریس می کردند

او درباره نحوه و زمان تدریس آیت الله العظمی خویی افزود: ایشان در اواخر عمر تنها دو درس فقه و اصول داشتند که یکی در شب و دیگری در روز برگزار می شد اما در ادامه کهولت سن و بیماری سبب شد تا ایشان این دروس را به ترتیب حذف کنند.

خویی درباره جایگاه مرجعیت اظهار کرد: مرجعیت در گذشته نزد عموم مردم مقبول تر بود، یکی از دلایلش این بود که در آن دوره تعدد مراجع صاحب رساله در این سطح نبود که این خود از هیبت، قدرت و نفوذ مرجعیت می‌کاهد و این می‌شود که مردم دیگر ابهت و عظمت پیشین را برای مرجعیت قائل نباشند.

فرزندان مراجع اگر بخواهند حافظ این جایگاه باشند خیلی محدود می‌شوند و در تصرفات، رفتار و گفتارشان محدودیت ایجاد می‌شود

او در پایان گفت و گو با شفقنا درباره نقش فرزندان علما در صیانت از جایگاه علما و مراجع بیان کرد: خیلی طبیعی است که انسان اگر بخواهد حافظ این جایگاه باشد خیلی محدود می‌شود و در تصرفات، رفتار و گفتارش محدودیت ایجاد می‌شود و فرزندان علما باید به گونه‌ای عمل کنند که منعکس کننده ارتباط نَسبی این شخص با یک شخصیت علمی و متقی و متناسب با آن باشد.

انتهای پیام

www.shafaqna.com

Yay覺nland覺 مرجعیت