فارسی  |   English  |   العربی  |   اردو  |   Turkish  |   Pakistan  |   India  |   العراق  |   لبنان  |   Bahrain  |   البحرین  |   ورزشی  |   زندگی  |   رسانه  |   نظرسنجی  |   شیعه گراف

09 ثور 1396

شفقنا افغانستان


فقیه استوار/ نماهنگی زیبا و تأثیر گزار به مناسبت سالگرد حضرت آیت الله العظمی خویی

Yay覺nland覺 ویدیو

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) - حضرت آيت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در ۲۸ آبان ۱۲۷۸ در شهر خوی متولد شدند. ايشان علوم مقدماتی را تا سن ۱۳ سالگی در زادگاه خویش آموختند. در سال ۱۳۳۰ به نجف اشرف مهاجرت نموده و در درس خارج فقه و اصول آیات عظام شیخ فتح‏ الله شریعت اصفهانی، شیخ مهدی مازندرانی، آقا ضیاءالدین عراقی، شیخ محمدحسین غروی اصفهانی و شیخ محمدحسین نائینی حضور یافتند. ايشان کلام، تفسیر و فن مناظره را از آیت‌الله محمدجواد بلاغی نجفی فراگرفته و به خاطر علاقه‌ به یادگیری حکمت و فلسفه در درس مرحوم آیت‌الله سید حسین بادکوبه ‏ای حاضر شدند

مرجعیت در گذشته ضوابط بيشتری داشت، در حوزه نجف نيز اصولی براي آن مطرح بود و مسایلی عرفا رعایت می‌شد

آيت الله العظمی خویی كه سالیانی بعد در زمره فقها و مراجع به نام تقلید شیعيان قرار گرفتند و به عنوان مرجع اعلای جهان تشيع معرفی شدند. پس از سالها تحمل مضایق از سوی رژیم بعث و پایداری مثال زدنی برای حفظ حوزه ی علمیه نجف اشرف در ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ در کوفه رحلت کردند.

شفقنا (پايگاه بین المللی همكاري‌هاي خبري شيعه) در آستانه بیست و یکمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله العظمی خویی با حجت الاسلام و المسلمین سید صاحب خویی، فرزند ايشان به گفت وگو پرداخته است.

حجت الاسلام و المسلمین سید صاحب خویی درباره مرجعیت آیت الله العظمی خویی و شرایط مرجعیت در حوزه علمیه نجف اشرف به خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) بیان کرد: مرجعیت در گذشته ضوابط بيشتری داشت، در حوزه نجف نيز اصولی براي آن مطرح بود و مسایلی عرفا رعایت می‌شد. به عنوان مثال، مجتهد فقط زمانی که علم پيدا می‌کرد مقلدانی دارد و آنها برای برطرف کردن نیازهای فقهی خود رساله توضیح المسائل درخواست می کردند، اقدام به تدوين آن می‌كرد.

او اظهار کرد: علما برای رسیدن به اجتهاد نياز به سوابق حوزوی و تحصیلی، اجازه اجتهاد از مراجع تقلید صاحب رساله، اجازه اجتهاد از استادان و ساير مراجع پیش‌کسوت داشتند و پس از آن بود که عالمی در جامعه به عنوان مرجع صاحب رساله مطرح می شد، مردم به ایشان رجوع می کردند و در نهایت رساله ایشان منتشر می گشت.

از همان ابتدا كليه دروس تحصيلى خود را تدريس مى فرمودند

فرزند آیت الله العظمی خویی افزود: مرحوم آیت الله العظمی خویی در سنین جوانی به درجه اجتهاد رسیده و از مرحوم شیخ الشریعه، مرحوم شیخ محمد کاظم شیرازی، مرحوم شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی و مرحوم میرزای نایینی اجازه اجتهاد داشتند. هم‌چنين يكی از ويژه گی ‌های دیگر ايشان اين بود كه از همان ابتدا كليه دروس تحصيلى خود را تدريس مى فرمودند. لذا ایشان تدریس را نیز از همان ابتدای تحصیل خود شروع کرده بودند. از مراجع شاخص هم‌زمان ایشان در نجف اشرف، می توان به مرحوم آیت الله العظمی آقای سید عبدالهادی شیرازی، مرحوم آیت الله العظمی آقای سید محمود شاهرودی، مرحوم آیت الله العظمی آقای سید محسن حکیم  اشاره كرد.

خویی ادامه داد: مرحوم والد از سال 1970 ميلادی و پس از فوت مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم به عنوان مرجعيت عامه شيعيان معرفی شدند با اینکه غالبا فکر و تلاش ایشان تاليف و تدریس بود و به همین دلیل هم از جهت تألیفات علمی در زمینه‌های مختلف و تربیت شاگردان نسبت به دیگر مراجع پیش‌رو بودند.

برای انگشت شماری از علمای آن زمان كه از شاگردان ايشان بودند، اجازه کتبی اجتهاد صادر کردند

او با بیان اینکه براساس مدارك و اسناد موجود آيت الله العظمي خویي برای انگشت شماری از علمای آن زمان كه از شاگردان ايشان بودند، اجازه کتبی اجتهاد صادر کردند، توضیح داد که اجازه اول به آیت الله العظمی میرزا علی فلسفی در تاریخ 23 ذی القعده 1380 هجری اختصاص داشت. دومين اجازه كتبي در ذی الحجه همان سال به آیت الله العظمى سیستانی داده شد و اجازه سوم نيز براي آیت الله العظمی حاج آقا تقی قمی نوشته شد.

خویی افزود: پس از صادر شدن اين چند اجازه كتبی شرایط خاصی به وجود آمد. به اين معنا كه اين آقایان قصد سفر از نجف را داشتند و نزد مرحوم آقا آمده و از ايشان طلب اجازه اجتهاد کردند؛ سپس علمايی که در نجف ساكن بودند تقاضای اجازه ی کتبی اجتهاد نمودند؛ اما آيت الله العظمی خویی در جواب آن ها فرمودند، اغلب شاگردان من مجتهد هستند، بنابراين پس از آن برای شخص ديگري اجازه كتبى صادر نكردند. گرچه ايشان یادداشت‌هایی بر نوشته‌های علمای دیگر از شاگردان خود كه تقريرات دروس ايشان را نوشته اند، نگاشتند كه اذعان بر مراتب عاليه علمى اين علماء است مانند تقريضاتی كه براي علمايي چون آیت الله آقا شیخ مرتضی بروجردی، آیت الله میرزا علی غروی، آیت الله توحیدی، آية الله خلخالي، آية الله سيد محمد سرور بهسودى، آیت الله العظمى فیاض و ديگر مقرران نوشته شده است.

تمام اصول شرعی و عرفی روابط پدر و فرزندی را در حق ما رعايت می‌کردند

او درباره رفتار آیت الله العظمی خویی با اعضای خانواده با بیان اینکه ايشان تمام اصول شرعی و عرفی روابط پدر و فرزندی را در حق ما رعايت می‌کردند، و خداوند را شاکرم که در بیت ایشان تربیت شدم ادامه داد: چنين شخصیت هايی مانند آيت الله العظمی خویی واقعا همان‌طور که در خارج به بزرگی و عظمت ياد مي شوند صاحب شخصیت عظیم هستند. به این معنا كه شخصيت ايشان در دو بعد قابل توصيف است. شخصیتی بزرگ و با تقوا که شامل دو بعد علم و عمل است. ايشان آن‌قدر از ويژگي‌های انسانی و اخلاقی بهره‌مند بودند كه انسان هنگامی كه به ضمیر خود مراجعه می‌کند ايشان را می تواند به عنوان الگو و اسوه اخلاق و تدین و تقوا در نظر بگیرد و اقتدا کند.

بسيار به حفظ و عدم هزينه‌ كرد نادرست وجوهات شرعي حساس بودند

خویی با اشاره به این که آیت الله العظمی خویی بسيار به حفظ و عدم هزينه‌ كرد نادرست وجوهات شرعي حساس بودند و دخل و تصرف در آن‌ها را همیشه خود به عهده می گرفتند اظهار کرد: به ياد دارم كه مرحوم والد در ايام نوجوانی برای بنده ماهیانه مختصری تعيين کرده بودند كه پس از مشخص کردن آن فرمودند، به دليل آن‌كه هزينه و مخارج تو كاملا بر عهده من است اين ماهيانه را شخصا برای تو پس انداز مي‌كنم. وقتی می خواستم از حضور ایشان در نجف، خارج شوم برای خداحافظی خدمت ایشان رسیدم. پس از دریافت پس اندازم ملاحظه کردم که ايشان خمس مالی را كه برای من تعيين فرموده بودند، كم كرده و مابقی پول جمع شده را كه در آن زمان حدود 40 دينار عراقی بود مرحمت كردند. این نشانه ی حساسیت ایشان به این امور بود که به تصور من به جای آن که در هنگام سفر، این مبلغ خمس را بخشیده و یا خود متقبل بشوند آن را از بنده کسر کردند.

او به خاطره ای دیگر اشاره و بیان کرد: در یکی از سفرهایی که به نجف مشرف شده بودم روزى ایشان هنگامی که پس از اقامه نماز ظهر و عصر به منزل برگشتند قبل از صرف غذا، پاکتی را که مسافران شهر در مسجد به عنوان وجوهات شرعي خدمت ايشان داده بودند، باز كرده و متوجه شدند كه مبالغ موجود در پاكت از جهت عناوين وجوهات شرعيه مثل سهم امام و يا سادات و يا نذر و غيره به تفكيك مشخص شده، بجز 5 دینار که معلوم نبود بابت چیست؟ ایشان نگران شده، خادم منزل را خواستند و فرمودند که به سرعت به مسجد برو و ببین اگر مسافران هستند بپرس که این 5 دینار براي چیست؟ و تا خادم برگردد در همین حالت نگرانی بودند و حتی ناهار میل نکردند. خادم که برگشت به ايشان عرض کرد مسافران نبودند! مرحوم آقا فرمودند: برو منزل آقا سید ابراهیم شیرازی، ایشان می‌دانند که این مسافرها در كدام هتل اقامت دارند. ایشان باز هم غذا را نخوردند. من به مرحوم والد عرض کردم، آقا غذايتان را میل کنید، خادم نتیجه را می‌گیرد. ایشان فرمودند نه نگران این 5 دینار هستم.  در ادامه من باب مزاح عرض کردم یعنی شما به اندازه ی 5 دینار ولایت ندارید؟ ایشان با جدیت پاسخ دادند این‌طور نیست، حساب و کتابی در كار هست!

خویي درباره تالیفات ایشان گفت: در دوره جوانی خود ایشان دست به قلم بوده و آثارشان را با دست خط خودشان مى نگاشتند اما در كتابت تاليفات بعدى كاتبان مساعدت مى كردند.

او با بیان اینکه شرایطی که هم‌اكنون براي ديدار علما وجود دارد در آن زمان و به ويژه برای علمای آن دوره نجف رايج نبود و ملاقات با ايشان از ساعت 9 صبح تا اذان ظهر در بيرونی منزلشان برای همه مقدور بود و در این مورد سایر مراجع و حتی آیت الله العظمى خمينى از اين وضع مستثنى نبودند.

التزام به صله رحم و نادیده گرفتن بدی های دیگران نسبت به خود از خصلت های ممتاز ایشان بود

فرزند آیت الله العظمی خویی در ادامه گفت و گو با شفقنا با بیان این که ایشان بسیار حلیم، صبور و خوش اخلاق بودند در راستاى تربيت و نصيحت و آموزش اخلاق و عمل به وظايف شرعى و انسانى روزى از من پرسیدند فکر می‌کنید چه عاملی باعث رسيدن من به اين مقام و مرتبه شده است؟ من عرض کردم به علت حافظه و ذاكره فراوان و جد و جهد، و کوشش و تلاشتان در تحصیل علم در کنار عوامل دیگری مانند ذكاوت شما سبب رسیدن شما به این جایگاه بوده است. ايشان در پاسخ فرمودند خودم معتقدم رسیدن من به این مقام نتیجه دو خصلت من است؛ یکی التزامم به صله رحم و دوم اين‌كه تاكنون کینه هیچ شخصی را به دل نگرفته ام و نسبت به هر کسی که به من بدی كرده نه تنها در صدد انتقام بر نیامده ام  بلکه به آن فرد خوبی کرده ام. و مصادیق زیادی برای این خصال ایشان معروف است.

هيچ‌گاه گمان بد به كسي نمی‌بردند

او ادامه داد: مرحوم والد هيچ‌گاه گمان بد به كسي نمی‌بردند و اگر كسی را با ظاهری ناآراسته و نامناسب می ديدند، به خود آن فرد متذكر می‌شدند. به ياد دارم آن زمان در نجف بستن ساعت مچی مرسوم نبود یا شخص ایشان حساسيت به موی بلند داشتند! اگر روزی هم کسی را با ساعت مچی يا موي بلند مي‌ديدند نصیحت می کردند.

آیت الله العظمى خمينى از آقا خواسته بودند تا بر حاج ‌آقا سید مصطفی ايشان نماز بخوانند

خویي درباره نماز خواندن بر پیکر حاج آقا مصطفی خمینی بیان کرد: تشییع مرحوم حاج ‌آقا سید مصطفی در صحن حضرت امیرالمؤمنين(ع) صورت گرفت و مرحوم آقا نيز حاضر بودند. مرحوم آیت الله العظمى خمينى از آقا خواسته بودند تا بر حاج ‌آقا سید مصطفی ايشان نماز بخوانند.

در هشتاد سال تنها سه بار عراق را ترك كردند

او در ادامه به شفقنا گفت در دوره متجاوز از هشتاد سال زندگی حضرت آيت الله العظمی خویی در نجف اشرف واشتغال ایشان به درس و تدریس و تالیف و اداره امور مرجعیت، تنها سه بار عراق را ترك كردند. آن هم براي سفر به حج، سفر به ايران جهت زیارت مشهد مقدس و قم و یک سفر علاجی به خارج. همچنين به زیارت حرم‌های ائمه معصومين (ع)بسيار التزام داشتند كه متأسفانه در اواخر عمرشان به علت کهولت سن، نمی‌توانستند به صورت مرتب، به حرم بروند.

در دوران مرجعیت ‌شان در عراق، مرجعیتی منفرد و یگانه بودند

ایشان در دوران مرجعیت ‌شان در عراق، مرجعیتی منفرد و یگانه بودند. او افزود: برخی مسائل و مشکلات از سال 1968 سبب شد تا حزب بعث حکومت را به دست بگيرد. در همان سال‌ها نیز كه آیت الله العظمی حکیم مرجع اعلای عراق بودند، برخي فشارها بر ايشان اعمال می‌شد، که به سبب برخی فعالیت‌های اجتماعی آقازاده‌های ایشان بود. در هنگام مرجعيت آيت الله العظمی خویی نيز این فشارها بر حوزه ادامه داشت و غالبا به دلیل خواسته‌های برآورده نشده حکومت از این مراجع، صورت می‌گرفت.

در برابر فشارهای حزب بعث بسیار مقاومت کردند

خویی با بیان اینکه «خواسته‌ها از مراجع اكثرا سیاسی بود» اظهار کرد: پس از انقلاب اسلامی ایران درباره موضوعاتی هم‌چون درگیری عراق با ایران و تقاضا برای اعلام نظر به نفع بعثی‌ها از سوی مرجعیت، نفی برخی از تصرفات و اقدامات جمهوری اسلامی ايران، نفي جنگ در هنگام پيروزی‌های ايران، شهيد خواندن بعثی‌های كشته شده و... بود. هنگامی كه ایشان این تقاضاها را نمی پذیرفتند منجر به دستگیری عده‌ی زیادی از شاگردان و وکلای ایشان می‌شد و بعد هم که انتفاضه رخ داد.

در انتفاضه بسیاری از نزدیکان ایشان را به شهادت رساندند

فرزند آیت الله خویی ادامه داد: ايشان در قضيه انتفاضه هیأت ده نفره‌ای را از علمای نجف برای حفظ مصالح عامه تشکیل دادند اما حكومت آن‌ها را دستگیر کرد، به گونه‌ای كه در هنگام انتفاضه ارتش به منزل مرحوم آقا حمله كرد. اخوی، مرحوم سید محمد تقی با آن هيأت در منزل آقا بودند كه همگی دستگير شدند. آقا و  سيد محمد تقی را جدا بردند، بقیه را هم که از شاگردان و منسوبین مرحوم آقا بودند جداگانه بردند. در اين ميان سید محمود میلانی، آخرین داماد آقا، سید ابراهیم آخرین فرزند آقا، سید جواد بحرالعلوم داماد همشیره و دیگر علما من جمله از بیت بحر العلوم و بيت خلخالی، همه را دستگیر کردند و هيچ‌گاه مشخص نشد که کجا بردند و چه سرنوشتی برای آن‌ها رقم خورد.

پس ازدستگیری آنان، مرحوم آقا را به بغداد برده و بالاجبار ملاقاتی با صدام ترتیب دادند، تا ایشان در این جلسه انتفاضه را نفی کنند. شرایط خفقان، ظلم و فشار در عراق برای همه قابل درک بود و آن‌چنان دولت وقت با کمک قدرتهای خارجی بر اوضاع مسلط شده بود و همه مخالفان را دستگیر می‌کرد یا به شهادت می‌رساند که مردم توان مقابله و واکنش را نداشتند. در نهایت آیت الله العظمى خویی دو روز بعد آزاد شدند. مرحوم والد پس از آزادی، از صدام درخواست مراجعت و آزادی دستگیرشدگان را نمودند اما علی رغم دستور صوری صدام برای آزادی آن‌ها، هیچ‌ یک از دستگیرشدگان آزاد نشده و در نهایت با وجود پیگیری‌های مستمر خبری از آن‌ها نشد، وتا به امروز كه ده سال از سرنگونى صدام مى گذرد هيچ اثر و نشانى از اين شهيدان يافت نشده است.

او در مورد برادرش مرحوم شهيد سيد محمد تقى بیان کرد ایشان در اخرين بارى كه از عراق خارج شد در آن زمان بسیاری از دوستان و رفقا به او تأکید کردندند که به عراق برنگردد ولی ایشان همیشه پاسخ می‌داد؛ نمی توانم عراق را رها کنم و رسیدگی به خانواده‌هایی که سرپرست آنها به شهادت رسيده اند ضرورى است. همین شد که سید محمد تقی به عراق بازگشت ورسیدگی مداوم او به خانواده‌های داغ دیده انتفاضه و دیگر فعالیت‌هایش در حیات و پس از ارتحال آقا، مطابق میل حکومت نبود. در نتیجه دولت، حذف فیزیکی او را در یکی از شب‌های جمعه که به کربلا مشرف شده بود، در دستور کار قرار داده و ایشان را در حادثه ی تصادفی ساختگی به شهادت رساند.

در درمان ایشان رژیم بعث کارشکنی فراوان کرد

خویی با اشاره به فشار و خفقان بسیاری که در دوره حیات حضرت آیت الله العظمى خویی بود،گفت: ایشان به علت فشارهای روحی فراوان در کهولت سن دچار نارسایی قلب شده بودند. پزشکان پس از معاینه تشخیص دادند که برای تنظیم ضربان قلب ایشان باید باتری بگذارند. این درحالی بود که حکومت وقت با درخواست برای معالجه ایشان در خارج از کشور، آمدن پزشک حاذق خارجی به کشور یا آوردن انواع باتری برای تست بر روی قلب ایشان مخالفت کرد. این شدکه خودشان باتری‌ای گذاشتند که در اثر نامناسب بودن آن سبب از کار افتادن قلب و رحلت ایشان شد. با وجود چنین وضعیتی انتخاب تعمدی باتری کم عمر برای ایشان از سوی حکومت وقت عراق محتمل به نظر می‌رسید. پس از فوت والد، تشییع ایشان غریبانه تحت کنترل نیروهای امنیتی وحکومتی بدون سر و صدا برگزار شد.

تا اواخر عمر تدریس می کردند

او درباره نحوه و زمان تدریس آیت الله العظمی خویی افزود: ایشان در اواخر عمر تنها دو درس فقه و اصول داشتند که یکی در شب و دیگری در روز برگزار می شد اما در ادامه کهولت سن و بیماری سبب شد تا ایشان این دروس را به ترتیب حذف کنند.

خویی درباره جایگاه مرجعیت اظهار کرد: مرجعیت در گذشته نزد عموم مردم مقبول تر بود، یکی از دلایلش این بود که در آن دوره تعدد مراجع صاحب رساله در این سطح نبود که این خود از هیبت، قدرت و نفوذ مرجعیت می‌کاهد و این می‌شود که مردم دیگر ابهت و عظمت پیشین را برای مرجعیت قائل نباشند.

فرزندان مراجع اگر بخواهند حافظ این جایگاه باشند خیلی محدود می‌شوند و در تصرفات، رفتار و گفتارشان محدودیت ایجاد می‌شود

او در پایان گفت و گو با شفقنا درباره نقش فرزندان علما در صیانت از جایگاه علما و مراجع بیان کرد: خیلی طبیعی است که انسان اگر بخواهد حافظ این جایگاه باشد خیلی محدود می‌شود و در تصرفات، رفتار و گفتارش محدودیت ایجاد می‌شود و فرزندان علما باید به گونه‌ای عمل کنند که منعکس کننده ارتباط نَسبی این شخص با یک شخصیت علمی و متقی و متناسب با آن باشد.

انتهای پیام

www.shafaqna.com

Yay覺nland覺 مرجعیت

روحانیت و در راس آن مرجعیت نقشی بنیادی در هدایت و صیانت از مذهب تشیع و اسلام ناب ایفا نموده و  همواره در بزنگاه های تاریخی، قدرت و پایگاه اجتماعی مرجعیت پناهگاهی ارزشمند برای شیعیان و مدافعان اهل بیت (علهم اسلام) بوده است.  در بسیاری از وقایع تاریخی و فراز های یکصد سال گذشته، حضور و نقش پر رنگ مراجع  غیر قابل انکار است. شفقنا (پایگاه بین المللی همکار یهای خبری شیعه) در آستانه سالروز درگذشت حضرت آیت الله العظمی خویی یکی از بزرگترین مراجع شیعیان تلاش دارد تا در گفت وگوهایی، جایگاه مرجعیت در تاریخ تشیع و همچنین نقش آیت الله العظمی خویی در عمق بخشیدن به جایگاه فقاهت و مرجعیت و حفظ منزلت حوزه علمیه نجف اشرف را به بحث بگذارد.

در همین زمینه خبرنگار شفقنا با حجت الاسلام و المسلمین سید محمد فقیه ایمانی، نواده حضرت آیت الله العظمی خویی به گفت وگو پرداخته است.

حفظ اساس و استقلال حوزه نجف اشرف از اهداف حضرت آیت الله خویی بود

سید محمد فقیه ایمانی درگفت وگو با خبرنگار شفقنا  در تحلیل جایگاه مرجعیت و نقش آیت الله خویی اظهار داشت: مرجعیت اعلی جنانکه از نام آن مستفاد می شود مرجعیتی است که از بیشترین پیروان در نزد شیعیان برخوردار است و لذا مسوولیت بزرگتری بر عهده ایشان است و مواضع ایشان باید به گونه ای باشد که این جایگاه  مهم را از چالش ها آفات مصون داشته و پیشبرد آن را تضمین کند.

او با اشاره به مختصات زمانی دوران حضرت آیت الله خویی در نجف اشرف که مصادف با اوج حاکمیت حزب بعث و دیکتاتوری صدام حسین در عراق است، گفت: حزب بعث خصومت بنیادی با مذهب داشت و یکی از اهداف آن، ریشه کن ساختن پایگاه حوزه در نجف اشرف بود.

فقیه ایمانی همزمان با یادآوری قدمت هزار ساله حوزه علمیه نجف اشرف و ضرورت حفظ موقعیت و پایگاه حوزه در نجف اظهار کرد: پس از حضرت آیت الله حکیم، زعامت حفظ حوزه علمیه نجف به عهده آیت الله خویی بود. ایشان مشکلات اواخر عمر حضرت آیت الله حکیم را دیده و خشونت و شدت عمل دولتمردان عراق را از نزدیک مشاهده کرده بودند و بر همین اساس با انگیزه حفظ هویت مستقل حوزه، همت خود را بر این قرار دادند که حوزه علمیه را از گزند آسیب های حکومتی حفظ کنند.

بسیاری از نزدیکانشان دستگیر و اعدام شدند اما ایشان استوار ایستادند

نواده آیت الله خویی یادآور شد که این مرجع تقلید تلاش مضاعفی داشتند تا بهانه ای به دست معاندان برای دخالت، تصاحب و از میان بردن حوزه داده نشود و در مسیر این هدف والا، بسیاری از شاگردان ایشان به بهانه های مختلف از عراق اخراج و یا دستگیر و اعدام شدند. همچنانکه، نزدیکان آیت الله خویی تحت فشار مستقیم رژیم بعث بودند.  اما ایشان به گونه ای رفتار کردند که اصل و اساس حوزه هزار ساله نجف اشرف محفوظ بماند و با وجود فراهم بودن زمینه خروج ایشان از نجف و اقامت در دیگر کشورهای اسلامی، مقاومت بسیار کردند و استوار ایستادند و ترجیح دادند با تحمل دشواری ها و مضایق در حوزه نجف بمانند و تا آخرین لحظه حیات پربارشان بر این عهد باقی ماندند.

ایشان به هیج یک از خوسته های حزب بعث پاسخ ندادند

فقیه ایمانی درباره فشارهایی که در زمان جنگ ایران و عراق به حوزه نجف و آیت الله خویی وارد می شد و نحوه مواجهه ایشان افزود: در آن زمان ایشان پیوسته تحت فشار بودند و تلاش حکومت عراق بر این بود که دست خطی از ایشان علیه حکومت ایران بگیرد. آنها از آیت الله خویی می خواستند که دخالتی در برنامه جنگ داشته باشند اما ایشان به هیچ وجه در این امور دخالت نمی کردند و بر رویه خود که حفظ جایگاه و منزلت علمی بود، پابرجا ماندند. با وجود آنکه تعداد طلاب در حوزه نجف کم شده بود، اما ایشان و در کنارشان حضرت آیت الله سیستانی و آیت الله فیاض و معدود فضلایی دیگر باقی ماندند و در نتیجه امروز مشاهده می کنیم که بعد از سقوط صدام، حوزه علمیه نجف دوباره  اوج گرفته و  منزلت خود را باز یافته است.

تربیت شاگرد، تالیف کتب و تاسیس موسسات وجه همت ایشان بود

او درباره ویژگی های علمی و سلوک شخصی حضرت آیت الله خویی اظهار کرد: ایشان اهداف دینی و علمی خود را از دو طریق تسری می دادند؛ یکی از طریق تربیت شاگردان، چاپ کتاب ها و مقالات و دوم تاسیس بنیادها، مدارس و مراکز فرهنگی مزتبط در جامعه که نیاز مسلمانان به ویژه شیعیان بود.

با مردم مانوس و متواضع بودند

نواده آیت الله خویی، مردمی بودن این مرجع تقلید را یکی دیگر از ویژگی های برجسته ایشان معرفی کرد و گفت: ایشان با طبقات مختلف جامعه بسیار سریع انس می گرفتند. با وجود آنکه ممکن است برخی شخصیت ها در جایگاه های بزرگ انتظار داشته باشند مردم به سوی آنها بروند و برقراری ارتباط از سوی مردم باشد اما خصوصیت اخلاقی حضرت آیت الله خویی این بود که با طبقات مختلف، بستگان و نزدیکان و خدمه رابطه ای بسیار گرم و صمیمی برقرار می کردند و با موضوعات مورد پسند طرف مقابل هم سخن می شدند و جلسه را مانوس می کردند. این طور نبود که خودشان را در موقعیت ممتازی فرض کنند بلکه بسیار متواضع بودند.

او در ادامه با ذکر خاطره ای از حضرت آیت الله خویی توضیح داد: سکونت ایشان معمولا در کوفه بود اما درس و نماز در نجف اشرف برگزار می شد. ایشان روزی به راننده خطاب می کنند که مسیر را از سمتی دیگر برود تا بتوانند با خرید سبزی برای خدمتکارشان که مریض بوده، سوپی مهیا کنند.  این موضوع و امثال آن نشان از اهمیت و منزلت انسان ها در دیدگاه ایشان و میزان خضوع و تواضع ایشان دارد.

نواده آیت الله خویی درباره ویژگی های خلقی جد بزرگوارش گفت: آیت الله خویی در رفتار خود بسیار معروف به «حاضر جوابی» بودند و با این حال در بحث های علمی و غیر علمی ایشان اگر می خواستند جواب کسی را در مورد مساله ای بدهند، ماجرا و داستانی را بیان می کردند که طرف بحث، پاسخ خود را از این طریق می گرفت و ایشان صریحا رد نمی کردند و به اصطلاح در ذوق پرسش کننده نمی زدند و سعی می کردند غیرمستقیم پاسخ دهند.

تا آخرین لحظات هم می خواستند از فرصت هایشان بهره ببرند

فقیه ایمانی با ذکر خاطره ای دیگر از حضرت آیت الله خویی اظهار کرد: ایشان در اواخر عمر خود تصمیم گرفته بودند قرآن را حفط کنند، در حالی که بیش از 80 سال سن داشتند اما بسیار علاقه مند به این کار بودند، ایشان در زمان هایی که در مسیر نجف به کوفه یا عکس آن در رفت و آمد بودند، تلاش به حفظ قرآن داشتند که 4 جزء را هم به همین صورت حفظ نمودند. این امور نهایت تلاش و پشتکار ایشان را یادآور می شد که تا آخرین لحظات هم می خواستند از فرصت هایشان بهره ببرند.

به منزلت علمی و سلوک روحانیت حساس بودند

او در ادامه درباره دغدغه های حضرت آیت الله خویی بیان کرد: ایشان تا اواخر عمر خود نسبت به جایگاه حوزه و روحانیت بسیار حساس بودند که آسیبی متوجه این جایگاه نشود و نسبت به اینکه این جایگاه از نظر معنوی، رفتاری و موقعیت اجتماعی آسیب ببیند، حساسیت داشتند. به دنبال این بودند تا روحانیت از نظر علمی مقام بالایی کسب کند و از نظر سلوک و رفتار به آنچه که متناسب با لباس روحانیت باشد، متمسک باشد.

شیعه بالندگیش را در طول زمان به خوبی و در پاسخ به مسائل مستحدثه حفظ کرده است

فقیه ایمانی درباره روزآمدی حوزه های علمیه و ارتباط بیشتر حوزویان با دو مولفه زمان و مکان اظهار کرد: وضعیت جوامع اسلامی و غیراسلامی متفاوت شده است، ارتباطات موجب شده مسایل این گونه جوامع با سرعت بیشتری گسترش و در معرض دید عموم قرار بگیرد؛ به هر حال حوزه نیز در بطن این جوامع وجود دارد. شخصیت های علمی معمولا با بحث و تبادل نظر درباره مسایل روز مشکلی ندارند. مکتب تشیع مکتبی ریشه دار است که پیوسته با مسایل علمی و منطقی سر و کار دارد و از بحث در این باره نیز هراسی ندارد. شیعه بالندگیش را در طول زمان به خوبی و در پاسخ به مسائل مستحدثه حفظ کرده است و از پاسخ به شبهات نیز نگرانی ندارد. البته باید حساب برخی امور که پایه و اساس علمی ندارند و یا از جنبه استهزا و سرگرمی است یا به عنوان بدعت از آن یاد می شود، جدا کرد.

او تصریح کرد: بسیاری از مباحث علمی هستند که نقد شده و پاسخ مستدل می یابند.  لذا عالمی که این گونه در کارهای علمی تعمق و تفقه کند، از شبهه هراسی ندارد و بر استدلال خویش هم می ایستد، آری اصول و مبنای مکتب تشیع این گونه است.

نیازمند آن هستیم که در هر رشته متخصص داشته باشیم

ایمانی افزود: البته علوم دینی در حال حاضر به قدری وسیع شده که یک نفر به تنهایی قادر به پاسخ گویی به همه جوانب نیست و باید در هر رشته ای متخصص داشته باشیم.



قدر ایشان ناشناخته ماند و این مظلومیت همجنان ادامه دارد

فقیه ایمانی با بیان اینکه حضرت آیت الله العظمی خویی از مراجع مظلوم زمان خود بودند، گفت: مظلوم بودند به این معنا که قدر ایشان ناشناخته ماند. جنان که قبلا نیز یادآور شدم ایشان بسیار تحت فشار بودند.  دولت بعثی می خواست حوزه را قلع و قمع کند و ایشان با اتکال به خدا می خواستند حوزه را به هر نحو حفظ کنند. در این حال متاسفانه برخی تلاش هایی داشتند تا به موقعیت برجسته آیت الله خویی میان شیعیان ضربه و آسیب بزنند اما به یاری خدا در این کار موفق نشدند. ایشان مظلوم بودند. با ان منزلت علمی و تاثیرات ماندگار همین حالا هم که در یک مملکت شیعی زندگی می کنیم، مراسم یا بزرگداشتی آن گونه که متناسب شخصیت والای ایشان بوده و به  تحلیل جامع مبانی فکری و عملکردهای احتماعی ایشان بپردازد، برگزار نمی شود. در هنگام خاکسپاری نیز ایشان مظلوم بودند. از طرف دولت عراق به هیچ عنوان اجازه مراسم تشییع داده نشد و ایشان، شبانه و مخفیانه بدون حضور نزدیکانشان در حرم امیرالمومنین (ع) خاکسپاری شدند.

انتهای پیام

www.shafaqna.com

Yay覺nland覺 مرجعیت